ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
مقدمة المترجم 6
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
بدين ترتيب ، انسان [ 1 ] يك خود فردى دارد كه مجموع آمال و اميال و خواستها و شهوات اوست و در اين قلمرو كارهاى او عادى و مبتذل است ، و اين مرتبه را مىتوان مرتبهء دانى و حيوانى و خاكى او ناميد ، و يك مرتبهء ديگر كه خود علوى و انسانى و ملكوتى اوست ، و خود حيوانى و خاكى او تنها وسيله و مركبى است براى اين خود انسانى و علوى و ملكوتى او . خود متعالى انگيزه هاى معنوى و الهى دارد و پايگاه كرامت ذاتى انسان است و با اين جنبه از وجود خود است كه ارزش و قداست و تعالى پيدا مىكند . همين خود ملكوتى و علوى انسان است كه سرچشمهء ارزشهاى متعالى و قدسى اخلاق است و به اخلاق معنائى فراتر از از سود و مصلحت مىبخشد و منشأ دوام و جاودانى و اطلاق آن است . بنابراين با قبول جنبهء متعالى و ملكوتى انسان است كه قداست و تعالى ارزشهاى اخلاقى اثبات مىشود ، و تعريف اخلاق چنان كه بعضى گفتهاند تنها اين نيست كه « چگونه بايد زيست » يا « چگونه بايد رفتار كرد » ، بلكه اين است كه چگونه بايد زيست يا چگونه بايد رفتار كرد كه زندگى و رفتار ما با ارزش و مقدّس و متعالى باشد . ملاك و معيار اخلاق : يكى ديگر از مسائل مهم در علم اخلاق اين است كه اثبات مسائل اخلاقى از چه راه ممكن است ؟ و چگونه مىتوان براى صحّت و سقم اخلاق و نظريّه هاى اخلاقى برهان اقامه كرد ؟ در حكمت نظرى دو گونه استدلال مىتوان ارائه نمود : يكى استدلال قياسى مطابق قواعد منطق صورى ، مانند استدلالات در ما بعد الطبيعه ( فلسفهء اولى يا علم الهى ) و ديگرى استدلال تجربى ( در طبيعيّات ) . امّا در حكمت عملى هيچ يك از اين دو نوع استدلال به كار نمىآيد زيرا مواد استدلال قياسى از بديهيّات يا محسوسات يا وجدانيّات يا مجرّبات است و حال آنكه متعلَّق حكمت عملى مفهوم « خوب » و « بد » است و مفهوم خوب و بد از « بايدها » و « نبايدها » حاصل مىشود و بايدها و نبايدها امورى است اعتبارى [ 2 ]
--> [ 1 ] براى شرح بيشتر دربارهء شناخت مقام انسان در اسلام رجوع فرمائيد به « كليات فلسفه » ص 79 به بعد [ 2 ] اعتبارات يعنى معانى و مفاهيمى كه آدمى بر حسب هدفها و غاياتى كه در زندگى